چرا بدت میاد؟

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که از یه کاری، هنری، ورزشی و حتی علمی خوشتون نیاد و

حتی وقتی توی مهمونی یا جلسه ای صحبت ازش می شد خوشتون نمیومد راجع بهش حرف بزنید.

این مشکل رو من هم داشتم و هنوز هم احساس می کنم دارم.

اکثر دوستانی که دارم با برنامه نویسی این مشکل رو دارند.

وقتی باهاشون صحبت میکنم میگن توی دانشگاه ما C++ داشتیم یا تو دبیرستان پاسکال داشتیم.

خیلی درس مزخرفیه برنامه نویسی

من اصلا متوجه نمیشم و بدم میاد از برنامه نویسی.

نگران نباشید، چیزی نیست

من و شما وقتی فکر کنیم انجام کاری برای ما سخت هست، بصورت ناخودآگاه از اون کار بدمون میاد.

چرا بدت میاد؟

من توی دبیرستان و حتی دوره راهنمایی از ریاضی بدم میومد ولی برعکس توی دوران ابتدایی خیلی خوشم میومد.

دوره راهنمایی معلم ریاضی بیشتر سرکلاس حرفهای سیاسی میزد و بعد که شروع به درس دادن می کرد من هنوز ذهنم توی ریاضیات غرق بود.

درنتیجه اصلا خوب یاد نمیگرفتم، به حدی حرفهاش روی من تاثیر داشت که حتی روزهایی که مدرسه نمی رفتم و شب ها هم به حرفهای اون فکر می کردم.

توی دانشگاه استادی ریاضی به قدری انسان با شخصیت و خوش برخوردی بود که از صمیم قلب دوستش داشتم و دارم و انقدر خوب درس میداد که فهمیدم چقدر ریاضی رو دوست داشتم.

این مشکل رو توی موارد دیگه هم داشتم

یه زمانی از PHP ، پایتون ، جاوا ،‌جاوا اسکریپت ، CSS ، Bootstrap و حتی از عزیز دلم JQuery هم بدم میومد.

ولی همش بخاطر ترس از این هست که ممکنه نتونیم یاد بگیریم

یا حتی بد بهمون یاد داده باشند.

از وقتی این موضوع رو فهمیدم دیدم نسبت به چیزهایی که ازشون بدم میاد بهتر شده

وقتی احساس میکنم از یه موضوع بدم میاد توی اولین زمان شروع میکنم مقاله های آموزشی اون موضوع رو خوندن.

این موضوع رو صرفا جهت این نوشتم که شاید شما هم جزو کسانی باشید که از بعضی چیزها مخصوصا برنامه نویسی بدتون میاد و ممکنه این مطلب براتون مفید باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *